![]() |
![]() |
|
| از عشق دوران پیری تا سیرابی با خامه! |
|
اقایون دا...خانوما! مثل اینکه قرار است اینجا دوباره راه بیفته؟ نمی دونم در هر صورت برین بحالین
البته با رعایت ویژگی های اسلامی ایرانی فرهنگی هنری فنی و حرفه ای عضو می پزیرد! یعنی چیزه رعایت کنید دیگه! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 21:49 توسط روفوس اسکیرمجر |
|
|
سلام به همه امیدوارم حاتون خوف باشه و به حرف های این مرتیکه « اسی » گوش ندین چون زیاد از این چرندیات میگه...
سال نو همتون هم به غیر از اسی مبارک... راستی اسی اگه یک بار دیگه حرف مفت بزنی یه حالی ازت میگیرم که..... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 18:10 توسط PH03N!X |
|
|
الو ببخشید شما ۴ نفر چه{...} می خورید؟!(غیر از ابلیس و مغز و ال)(جاست دامبی!!!!)
یکم بیاپید پس شما چیکاره اید! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 23:8 توسط روفوس اسکیرمجر |
|
|
سلام: |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 17:30 توسط |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم مهر 1385ساعت 20:7 توسط روفوس اسکیرمجر |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم مهر 1385ساعت 20:7 توسط روفوس اسکیرمجر |
|
|
من نفهمیدم اینجا وبلاگه طنزه یا هجویات عشق و عاشقی!
از این به بعد هرکی غیر طنز بنویسه من این دامبی رو می زنم! خوبه! راستی اون دیوونه (به من چه خودت گفتی!) که نظر داده بود با من تو ی یه بند تو تیمارستان بود!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 20:28 توسط روفوس اسکیرمجر |
|
|
من به نوبه ی خودم خز شدن این وبلاگ رو به تمام همکاران گرامی تبریک عرض می کنم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 15:12 توسط مغز متفکر |
|
|
دیدن تمام دنیا توی عکس یادگاریت اونجا که برای گریه هی ترانه کم میاری اونجا که نبض سرودن نبض خاطرات دور تو نموندی تا ببینی لحظه هام چه سوت وکور |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم مهر 1385ساعت 12:57 توسط ال ماریو چی |
|
|
نشد یه روز بهت بگم....که من فقط تورو دارم........... روزا با تو بیدار می شم......شبا باتو به خواب می رم... هیچ وقت نشد نفهمیدی.....که بی تو دنیا ندارم............. تو همه دنیای منی.......امروز فردای منی................. هیچ وقت نشد ....... بدونی که من بی تو فردا ندارم...... میگن چشای عاشق....یه دنیا شعر و قصه ست..... اما چرا عزیزم.....چشام لبریز غصه ست.......... میگن گل شقایق.......نشون داغ عشق............... من از نگاه داغت........شدم باغ شقایق.............. میگن شبا ستاره ها........رابط عشق و قلبان... اما حتی ستاره ام ..........رام نمیده به چشمات میگن اشکای عاشق.......پیش خدا عزیزه....... نمی دونم تا کی باید.........بریزه و بریزه و بریزه....... |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم مهر 1385ساعت 11:51 توسط ال ماریو چی |
|
|
با عرض سلام خدمت همگی میدونم که خیلی برای این وب وقت نزاشتم یعنی اصلا نزاشتم اما به علت شروع مدرسه شاید بیشتر رسیدگی نکنم روفی جان این که نوشتی چیه؟ فلبداهه گفتی؟ برای یه مدتی بای |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 16:8 توسط PH03N!X |
|
|
یو یو دامبی دامبی روفی روفی همه یالا دستا بالا یک صدا بگید
چقدر خشنین شما ها! یو رفتیم بلگفا دیدیم ملت شاخ شدن
وب چرت و پرت می سازن گفتیم ما هم بشیم دیوونه
این شد حاصل این ویرونه! گفتیم جلب ملت کنیم
این و اون و از اینجا و انجا کش بریم
تا بشیم یه دیوونه ی روانی
حالا شیطون گیر اوردیم
از فرار مغز ها این مغز رو گیر اوردیم!
رفتیم ونیز این ال خلاف رو گیر اوردیم!
یو دامبی رو هم که تو چنته داشتیم
پس چه کردیم هیچی دهن ملت رو
به {....} دادیم!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 0:46 توسط روفوس اسکیرمجر |
|
|
مدرسه یعنی هتل یعنی عشق و حال و گرد نخود و غیره! مدرسه های لعنتی دوباره داره باز می شه
بریم معتاد بشیم! بریم تو کار پخش مواد و غیره! بله این است مدرسه معلم ها را که بی خیال معلم ورزش تاریخ درس می ده! خدا به ما رحم کند نه اینکه این دامبی رو به جونمون انداخت نه اینکه ازمون جداش کرد کارای خدا هم حکمتی داره که هیچ خری به هش پی نمی بره شاید بعد ها همین دامبی از ما گرد نخود دزدید(هرچند از این کارا زیاد کرده پدرخواننده ای عمل کردم نکشدمش!) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 23:4 توسط روفوس اسکیرمجر |
|
|
اقا این ال برای خودش یه پا بابا بزرگه! به کلاغ گفته زکی (هرچندوقت چند سال از من بزرگ تره!!!)
خوب ایشون تو فیلم پدر خواننده هم بازی کرده (البته تو ورژن فارسیش!!) برین بحاللین!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 15:52 توسط روفوس اسکیرمجر |
|
|
حضور افغانی و رشتی (قابل توجه اقا دامبی افغانی!!) کم بود مافیای اروپایی هم اضافه شد
خدا روح مارا با روح الاغ مشحور بکند! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 15:31 توسط روفوس اسکیرمجر |
|
|
شیطون کوچولو من با آپ نکدنتون مشکل ندارم یه سری ادم به ایم هل گای که دوستان شما هستن
به من توهین کردن می خواهم معزرت خواهی بشه دامبی تو هم برای اینکه از آب گل آلود ماهی بگیری نگو بگو ببخشید بخاطر رفاقت۶ ۷ سالمون پاکت نکردم وگرنه حالتو می گرفتم در این جا جای داره به یکی از دوستان که به این وبلاگ لطف داره بخاطر از دست دادن یکی از اقوامش تسلیت بگم غم آخرشون باشه |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 19:26 توسط روفوس اسکیرمجر |
|
|
سلام: اومدم اپ کنم!...اقایه روفی این جا نویسنده داره...هرکسی به اندازه ی توانش و وقتش اپ می کنه...من زمانی اپ می کنم که یک مطلب بدرد بخور داشته باشم..اخه اپ یکی دو خط بخ چه درد می خوره؟...حالا اگر می خواس دیگه اپ نمی کنم و استعفا می دم...بهم خبر بده...دوستایه گلم می خوام براتون خلاصه ی داستانیو که به زبان دیگری برگردانده شده بزارم:
سلام عرض شد |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 18:54 توسط |
|
|
از اکنون من شیطون کوچولو رو اخراج می کنم... مگر اینکه دلایل این کاراش رو بگه و از من معزرت بخواهد
اون دوستاش هم باید معزرت بخواهن هر کدوم از نویسنده هام مشکل دارن می تونن برن
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 14:53 توسط روفوس اسکیرمجر |
|
|
آخه نمی گین اینجا به غیر از من نویسنده داره....
خب یکی تون آپ کنه تا قاطی نکردم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 23:12 توسط روفوس اسکیرمجر |
|
|
من با مورد گرد نخود موافق ترم......
ولی...آخه بوقی مگه قرار نبود بیای بریم بیرون کدوم قبری بودی؟؟؟؟؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 19:14 توسط روفوس اسکیرمجر |
|
|
سلام به بروبکس اسی جون منظورتو از این چرت و پرت ها نمی فهمم... این چند تا حالت داره: ۱- خودت عاشق شدی ۲- یکی مغز کوچولوتو در مورد عشق پر کرده ۳- به زور سعی می کنی معنای واقعی عشق رو درک کنی که از توانت خارجه!!! ۴- باز گرد نخود زدی حالا کدوم درسته؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 18:7 توسط PH03N!X |
|
|
عزیز روفی....ببین چرا انقدر بد با مسله برخورد می کنی؟ همین حرفات نشون می ده که هنوز رشد نکردی....تو هنوز فرق هوس و عشق رو نمی دونی.....اگه عاشق باشی تا صد سال دیگه هم نمی تونی فراموشش کنی......ولی اگه تو هوس باشی به محض اینکه یکی خوشکل تر پیدا کنی قبلی رو مثل آب دهن پرت می کنی بیرون
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 9:41 توسط مغز متفکر |
|
|
من دوباره بازگشتم............
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 9:39 توسط مغز متفکر |
|
|
یک ایدی دختر می بینی....برایش دوتا پی ام می فرستی تو سومی می گی که از عشق اون شب ها
خوابت نمی بره.....به قول بروبچ مخ می زنی بعد هم فکر می کنی یارو خره بهش تل می دی می گی اگر زنگ نزی قلبت می شکنه....ولی تا حالا اون رو ندیدی توی یک محیط مجازی که می شه آنقدر توش خالی بست تا مرد....سوال من اینه چه چوری عاشقش شدی؟ بعد که با هات دختره حرف نمی زنه به هش فش می دی نمی گی از لحاظ روحی لطمه می خوره؟ من هم از این کارا کردم ولی بدش پشیمون شدم چون قلب یک انسان را شکستم.....
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 23:19 توسط روفوس اسکیرمجر |
|
|
با دلام خدمته دوستایه گلم و همچنین همکاران عزیز:
افرین روفی...از این که از طرفه همه عذر خواهی کردی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 17:3 توسط |
|
|
اقا من نمی دونم این شیطون کوچولو عجب چیزیه مخ مغز رو خورد تا دوباره برگشت برای همین
من به هر دوشون ترفیع داده و آن هارا به مقام جارو کشی نایل می دارم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 15:52 توسط روفوس اسکیرمجر |
|
|
بابا من یه کاری کردم... اصلا این دامبی بمیره ولی شما به دل نگیر .....چون شیطون کوچولو.....جون دامبی
جون جون عزیز ترین آدم روی زمین(یعنی من) نرو نرو نرو |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 15:39 توسط روفوس اسکیرمجر |
|
|
این مطلب رو وقتی نوشتم که به نظرات وب لاگ شیطون کوچولو نگاه کردم پسرها چشم نا پاک اند (هرچند خودم نیز پسرم) او یک دختر است داره وب می نویسه نباید هی بگین عاشقشم عاشقتم من همین جا از طرف بقیعه از او معزرت می خواهم عشق یه چیزه مسخره است یه چیزی است که هر وقت آدمی به سن بلوغ می رسه پیدا می کنه
یه حس حیوان ماننده مثل عشق زلیخا به یوسف( ع) یه حوس زود گذر عشق یعنی رفتن دو نفر به کافی شاپ و خال بستن برای یک دیگر عشق یعنی زندان یعنی رفتن به جایی که می دونی از اونجا زنده بر نمی گردی عشق یعنی بازی دادن یک نفر به دست یک نفر دیگر... بهترین تعریف از عشق همون چاه توالته الهی شکر که تا حالا عاشق نشدم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 16:22 توسط روفوس اسکیرمجر |
|
|
من روفوس اسکیرمجر از شیطون کوچولو و مغز متفکر عزیز به خاطر اون مطالبم معزرت می خواهم هر چند یک شوخی بود (اون ها را هم پاکیدم) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 16:14 توسط روفوس اسکیرمجر |
|
|
سلام: امیدوارم که همتون خوب باشید...بنده اومدم یه خشن بازی در بیارم
پ.ن:روفی تو خجالت نمی کشی پشته مردم حرف در میاری؟؟؟...واقعا که...دوستایه عزیزم روفی تا از بیمارستان اومده یه خورده حالش خوب نیس...مخش ریخته بهم...توجه نکنید!!!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 11:0 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
همه چیز در یک جا آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1386 اسفند 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
طنز |
| نویسندگان |
|
روفوس اسکیرمجر PH03N!X مغز متفکر ال ماریو چی شیطون کوچولو |
| پیوندها |
|
چهل چراغ حرفای خودمانی چهاردیواری شیطون آباد وزارت سحر و جادو سردستان گروه آلفا 13 !!» Mahsa So0teR «!! |
|
RSS
|